پارادوکس ۱

استاندارد

بله ، بله می شه!
می شه تو وب لاگ بقیه درست حسابی تحلیل کنی، تو وب لاگ خودت شیلنگ تخته بندازی،
می شه کار دلی کنی وقتی کار مادیت رو زمین مونده،
می شه صبح مهندس عظیمی باشی، شب هامون،
یک جورهایی هر چی عمیقتر باشی تضاد درونت بیشتر می شه
شاید اینجاست که اغلب عرفا یه چند باری به بی خدایی رسیده اند،
فاصله بین صفر و یکشون زیادتر از عوام است،
شاید تنها بستری که مانع از به هم ریختن شیرازه وجود آدم می شه،
یک سری اصول خود ساخته است که به تو اطمینان حرکت می ده!
شاید اگر پایه و اساس اصولت را کلا با این تضادها از بین نبری می تونی همه اینا باشی.

دوست ارجمند معتقد هستند که انسان در لایه های مختلفی زندگی می کند،
هر لایه نیازها و شرایط مخصوص خود را دارد،
شما وقتی موفقی که در هر لایه نیازهای اون لایه را بر طرف کنی،
و حرکت در لایه های مختلف وقتی راحت میشه که انسان به یک تعادل و ثبات رسیده باشه

یا به زبان دیگر اصول خود ساخته داشته باشد که پایه مشترک تمام این لایه ها قرار بگیرد تا شیرازه درون آدمی از هم نپاشد.

ما که فعلا اندر خم حل یه پارادوکس موندیم.
لیالی

Advertisements

یک پاسخ »

    • من علی عابدینی را بیشتر دوست دارم. اما هامون واقعیت نسل ما است که به دنبال علم رفتیم اما پول کم آوردیم و این جامعه مادی شده بد می چزونتمون! به یاد خسرو شکیبایی با بازی بی نظیرش در هامون!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s