یار زندگی، عشق واقعی

استاندارد
امروز بعد از کلی استرس و فشار بالاخره ثبت نام تمام شد. اما از صبح خیلی عذاب کشیده بودم، و بی خوابی که دیگه به اوج رسیده. یاد رفتار دیروز یار زندگی افتادم. وقتی فهمید که با تپش قلب و از نیمه شب عین وزغ بیدارم. دستم را گرفت آورد رو تخت خوابوندم. بعد دستش را گرفت جلوی چشمهایم تا نور روز اذیتم نکند.
گفت: بخواب، من اینجام!
بعد از مدتها، من با آرامش خوابیدم. انگار تمام آرامش دنیا در این حرکت او نهفته بود. قلبم به مهرش تپید.عشق واقعی، یعنی آرامش، مهر، نوازش، حضور در لحظه برای خود و دیگری. به نظر من، عشقی که در هجران دیده می شه، با نرسیدن و رنج معنی می شه، عشق نیست. بازی ذهن بشر برای هیجان انگیز کردن زندگی روزمره است. یا برای لذت بردن از رنج است. همانطور که خندیدن هورمون شادی تولید می کند، غصه و غم هم هورمون خاصی تولید می کند که انسان به مرور به آن معتاد می شود. برای رفع نیاز این اعتیاد ما به دنبال بهانه هستیم. اگر نون و آبمون تا حدی تامین باشه، خدا به دادمون برسه. چون بعدش یه سوزن پیدا می کنیم که هی بزنیم به … و بگیم آخ دردم اومد. اینجوری رنج بکشیم و به خماری اعتیاد به دردمون برسیم. در مرحله بعدی هم عدم حرکت در جهت پیشرفت در زندگیمون را به دلیل داشتن این رنج توجیه می کنیم.

لیالی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s