چگونه با خشونت همسر خود مقابله کنیم؟

استاندارد

به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

بانوان عزیز،

چند سالی توفیق داشتم تا در خدمت یکی از مراکز حمایت از زنان و کودکان در مناطق فقیر تهران به صورت افتخاری کار کنم. نکات ذیل تماما بر گرفته از همان تجربه هاست. البته چون نمی دانم که خو اننده محترم به چه قشر و طبقه ای از جامعه تعلق دارند، سعی کردم طیف وسیعی از مشکلات خانوادهای طبقه متوسط را به شکل راه حل مطرح کنم. شاید به کارتان آمد و شما خود با توجه به شرایطتان آن را تطبیق داده و استفاده کنید. این نوشته هیچ کپی رایتی ندارد، پس تا می توانید آن را بین آشنایان خود پخش کنید. در صورتیکه سوالی داشتید با ایمیلdaastaaneno@gmail.com تماس بگیرید. خوشحال میشم در خدمتتان باشم.

آیا به خشونت همسرتان عادت کرده اید؟

  • اگر جوابتان مثبت است، از شما خواهش می کنم به فرزندتان فکر کنید. به خاطر بیارید که به او چه آموزش می دهید. اگر پسر باشد، زورگویی را خواهد آموخت و اگر دختر باشد زور شنیدن را طبیعی خواهد دانست. پس به خاطر فرزندانتان هم که شده به پا خیزید.
  • اگر جوابتان منفی است، از شما خواهش می کنم به چند نکته ذیل توجه کنید و خودتان ادامه لیست را پر کنید.

1. چند لحظه بنشینید و به این فکر کنید که چگونه می توانید خشونت همسرتان را کنترل کنید. من به عنوان یک زن معتقدم، همگی ما تا حد زیادی رگ خواب همسرانمان را می دانیم. پس بهترین کار این است که با استفاده از رگ خواب ایشان عکس العمل منطقی نشان بدهیم.

 

2. در مرحله بعدی لطفآ دقت کنید که شما به عنوان زن و مادر، رنگ و بوی خانه هستید. در واقع محور داخل خانه بر روی شما می گردد. روزی که شما شاد هستید و با عشق غذا می پزید، غذای شما خوشمزه تر، فضای منزل شما شادتر و فضای خصوصی شما و همسرتان گرمتر خواهد بود. همسر شما هم این را به خوبی تشخیص داده و می داند. هر از چند گاهی این مطلب را به او یاد آوری کنید که گرمای خانه از شادی شما سرچشمه می گیرد. و وقتی او خشمگین می شود، شما حس شادی و امنیت را از دست می دهید و با غم و افسردگییتان، رنگ و بوی خانه، سفره و رختخوابتان از بین خواهد رفت. اگر متوجه حرف شد که هیچ اگر نشد. مجبورید کمی این تمایز را واضح تر به ایشان نشان دهید. وقتی که شادید، سرو صدای خوشی به راه بیاندازید و گرمای بیشتری به خانه و … بدهید. و وقتی غمگین هستید گرد مرگ و سکوت را به منزل بپاشید. غذا را کمی بد طعم کنید و چهره غمگینتان را کمی پر رنگ ترکنید. او کم کم متوجه تفاوت این دو حالت شما خواهد شد و به خاطر خودشم شده نرمتر رفتار خواهد کرد.

 

3. وقتی خشونت را اعمال کرد، بلافاصه به نحوی با فردی که همسرتان خیلی رو در بایستی دارد، مثل مادر یا دوست یا همکار، قرار شام روزبعد را بگذارید. بعد با همان چهره غمگین و گرفته در تمام مدت شام و در حضور مهمانان سکوت کنید. وقتی از شما پرسیدند چیزی شده، در حالیکه نیم نگاهی به همسرتان می اندازید بگویید، نه اصلا. دقت کنید که این کار را به نحوی انجام دهید که همسرتان چند باری سرخ و سفید شود. این آقایان عزیز به مثلا آبرویشان بیشتر از شادی همسرشان اهمیت می دهند. حال که ایشان شادی را از شما میگیرند شما با سیاست آبرویشان را در خطر بیندازید.

 

4. فراموش نکنید، حق گرفتنی است نه دادنی. پس با تمام وجودتان بجنگید. جنگ گرم یا سرد، فرقی ندارد. دوستی دارم که شش سال اول زندگی از همسرش به شدت کتک می خورد و به خاطر دختر کوچکش به زندگی ادامه می داد. بالاخره به کمک یک روانشناس تصمیم گرفت مقابله به مثل کند. وقتی همسرش او را زد، دوست من چند بار محکم تو گوش شوهرش می زند. باورتان نمیشود اگر بگویم این آخرین باری بود که دوست من کتک خورد.

 

5. عادت کنید در منزل همیشه به برنامه های روانشناسی تلویزیون نگاه کنید. اجازه بدهید که او حتی غیر مستقیم با مساله روان شناسی آشنا بشود. بعد کم کم از او بخواهید که روی مسائل و مشکلات خانواده نظر بدهد. او و خودتان را مجبور به فکر کردن نسبت به مشکلات و پیدا کردن راه حل کنید.

 

6. اگر پذیرفت حتما با هم به کلاسهای مشاوره, روانشناسی یا روانکاوی بروید.

 

7. اگر  نپذیرفت , شما  خودتان  حتما  به  این  کلاسها  بروید , چون چند فایده  دارد :

1. شما با درد و دل کردن آرامتر می شوید . و انسان وقتی آرامش دارد می تواند بهتر فکر کند و تصمیم بگیرد، و راه حل پیدا کند .

2. با  تکنیکهای روانکاوی آشنا می شوید و می توانید در منزل برخی از آنان را جهت بهبود زندگی انجام دهید.

3. اگر همسرتان پرسید که چرا به این محیطها  می روید خیلی جدی پاسخ بدهید چون دوستت دارم و می خوام با تغیر خودم تو را خوشحال کنم شاید که دیگه عصبانی نشی. سپس از او خواهش کنید که همین کار را بکند. ( اگر نپذیرفت بگید و البته دارم سعی می کنم که با این کار از تو جدا نشم)

 

8. هرگز نگذارید که همسرتان احساس کند شما پشتاوانه ای ندارید. حتی اگر می دانید که در صورت جدایی پدر یا خانواده تان از شما حمایت نمی کنند، ایرادی ندارد. یک همکار یا همسایه یا دوست دوران کودکی یا خاله و دایی را علم کنید و بگویید که گفته است در صورت جدایی از شما حمایت می کند. کاری کنیدکه به مرور احساس کند شما از یک حامی بر خوردار هستید.

 

9. گه و گاهی از مجالس مهمانی یا مجالس زنانه که بر می گردید به همسرتان بگویید که کسی بدون توجه به حلقه ازدواج شما از شما برای پسر یا برادرش خواستگاری کرده است (دقت کنید خواستگار کننده حتما زن باشد). با اینکار همسر شما هم بیشتر قدرتان را می داند. هم متوجه می شود که اگر روزی ترکش کنید لنگ ازدواج با مرد دیگری نخواهید بود و هم این که باید به داشتن این زن تعریفی افتخار کند. (چون اصولا مرغ همسایه و حرف همسایه غازه!!!)

 

10. اگر خانم خانه دار هستید، حتما به کلاسهای هنری بروید و سعی کنید که کار یاد بگیرید. چون مردهایی که زنانشان از لحاظ مالی به ایشان وابسته هستند زورگوتر و خشن تر هستند. به همسرتان ثابت کنید که در صورت جدایی توانایی نگه داری مالی از خود را دارید. کار هنریتان را به او نشان دهید و قیمت پیشنهادی خرید کار هنریتان را هم از دهان یک دوست یا آشنا به گوش همسرتان برسانید. بگذارید بداند که شما هر زمان که اراده کنید قادر به پول دار آوردن هستید. و به قولی ایشان تخم طلا نمی گزارد.

 

11. هر وقت همسرتان خشمگین شد و به سمتتان آمد. به سرعت بگویید الهی من فدات شم چرا این رنگی شدی؟؟ نکنه سکته کنی؟؟؟ خدا منو مرگ بده کی تورو اینجوری ناراحت کرده. بعد یکی آروم بزنید تو گوش خودتون. فواید اینکار در این است که:

1. یعنی من عامل ناراحتی تو نیستم برو دنبال یک عامل ناراحتی بگرد.

2. من با تو توی یک جبهه هستم، دشمن کس دیگری است.

3. خیلی از آقایان با زبان نرم خنثی و حتی خجالت زده می شوند.

4. شما نشان می دهید به سلامت او اهمیت می دهید

5. شما خودتان خود را مجازات می کنید و او عادت نمی کند که روی شما دست بلند کند.

6. شما حواس او را به مساله مریضی و سکته پرت کرده اید

7. او کم کم باور می کند که با عصبانیت ممکنه سکته کنه (که البته یک واقعیت است)

شاید در مقالات بعدی به نکات بیشتری اشاره کردم. اما در نهایت چند خواهش از شما دارم:

  1. شوهر شما همان مرد خوبی است که شما روزی به او دل بستید. فراموش نکنید که در مسیر زندگی با شما این مرد به اینجا رسیده. هیچ ظالمی بدون حضور یک مظلوم، ظالم نمیشود. شاید ما هم به اندازه او در ایجاد این فضا مقصر هستیم. به قول یک ضرب المثل انگلیسی، برای تانگو رقصیدن دو نفر لازم است.
  2. همسر شما برای خشمگین شدم پیش از اینکه به شما صدمه بزند به خودش صدمه می زند. پس برای او هم دل بسوزانید.
  3. خشم یک بیماریست. به همسر بیمارتان ترحم نکنید. بلکه در حل این مشکل کمکش کنید.
  4. هرگز به کودکتان از پدرش بد گویی نکنید. کودک پاک شما به یک پدر احتیاج دارد، با بد گویی دو اتفاق می افتاد.
    1. شما پدرش را از او میگیرد. و همیشه از پدر متنفر خواهد شد.
    2. چون نیمی از وجودش از پدر تشکیل شده. و از طرفی گمان می کند که شما به خاطره او پدرش را ترک نکرده اید، از خودش که عامل رنج شماست متنفر می شود. در بزرگی ریشه بسیاری از بیماریها مثل افسردگی یا خودکشی در همین حس نهفته است.
  5. زندگی یک هنر است، سعی کنید مثل یک هنرمند با دقت به تمام ریز جزییات آن توجه کنید. گاهی بایک حرکت هوشمندانه و به جا کل مشکلات حل میشود.

لیالی
پاییز ۸۹

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s