چرا؟؟؟

استاندارد
دلم بد جوری گرفته!
چرا آدمها وقتی قدرت دارن، انقدر بد می شن؟
چرا خوبی، مهربونی و نرم حرف زدن دیگه کهنه شده؟
چرا وقتی رک و راست حرفت و می زنی باورت نمی کنن؟
چرا  احترامها دیگه کهنه شده؟
چرا جلوی پای بزرگتر پاشدن، بی کلاسی شده؟
چرا بلند و اول سلام کردن دیگه دمده شده؟
چرا از پیش قضاوت کردن مد شده؟
چرا چشم تو چشم زل زدن،
وقیحانه حرف زدن نشانه بزرگ شدن شده؟
بدجوری دلم گرفته!
چرا بی دل بودن هنر شده؟
چرا به رفتگر بگی خسته نباشی، املی؟
چرا دماغت عملی نباشه و بگی نیست کسی باور نمی کنه؟
چرا همه اول گناهکارن، مگه خلافش ثابت شه؟
چرا دلت واسه یه لاخ سیبیل گذاشتن لوتی تنگ بشه، دهاتی؟
چرا دهاتی، شریفترین انسانها، یه فحش شده؟
چرا تیپ بزنی از جنوب شهر بیای بالا شهر هنره؟
اما از وسط شهر، ساده، بری جنوب شهر کمک ملت، حماقته؟
چرا خونه اجاره ای داشتن تو فرمانیه، شخصیته؟
اما خونه معلمی تو وسط شهر شرمندگی؟
چرا بچه دزدها، به بچه کارمندها پز میدن؟
چرا اسم نویسنده هایی را بردن که هیچکی نمی شناسه، دلیل کتاب خونیه؟
چرا  صرف از دل حرف زدن، دلی هستی؟
چرا اگه ظاهرت منطقی باشه، دیگه نباید دلی حرف بزنی؟
چرا همه تو قالبامون گیر کردیم؟
چرا …
آخ که چقدر دلم گرفته! 

لیالی!

Advertisements

یک پاسخ »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s