بررسی نحوه تجزیه و تحلیل عمومی و نگاهی به معاهده ترکمنچای

استاندارد

من همیشه به فرایند تجزیه و تحلیل علاقه داشته و دارم. همواره سعی در کشف مکانیزم فکری اطرافیانم دارم. و اصولا باور دارم که انسانها با پیش فرضهایی که از کودکی تا بزرگسالی می آموزند به دنیای اطراف نگاه می کنند. بعد دریافتهای خود را تجزیه و تحلیل می کنند و در نهایت نسبت به مسائل موضع گیری می کنند. در کمال تعجب متوجه شدم هستند افرادی که به شدت از تجزیه و تحلیل خود، محیط و اساسا هر چیزی گریزان هستند. و این شیوه که برای من آرامش می آورد برای آنان درد آور است.

چندی این چرایی مسئله برایم سوال شده بود تا با دوست ارجمند به گپ و گفت کوتاهی نشستم و با ایشان به نتایج جالبی رسیدیم. داستان از این قرار است که وقتی ما مطلبی را تجزیه می کنیم، در واقع اجزاء آن را به چند تکه کوچکتر تقسیم می کنیم تا از پیچیدگی مطلب بکاهیم و تک به تک مطالب را راحتر بررسی کنیم. در نهایت پس از بررسی ما مطالب را کنار هم می چینیم و تحلیل نهایی خود را ارائه می دهیم.

به نظر من آن افرادی که این روند را دوست ندارند، ناخود آگاه و به طور غریزی متوجه ایراد این سیستم شده اند. وقتی ما مطلبی را به چند تکه تقسیم میکنیم، آن مطلب از ماهیت واحد خود خارج می شود و به کثرت در می آید. قسمت های کوچکتر به صورت واحد و جداگانه ای بررسی می گردد.در واقع ما ارتباط قسمتهای کوچکتر با یکدیگر و با کل مجموعه را بررسی نمی کنیم. و همین سبب می شود که تجزیه و تحلیل ما ناقص بماند. برای مثال ما یک آدم آهنی را به دست، پا و اندام میانی تقسیم می کنیم. اما پس از بررسی از بررسی ارتباط میان این اجزا بایکدیگر و وقتی که به شکل واحد کار می کنند غفلت می ورزیم.

فقدان این بررسی واحد در ذهن قضاوت گر ما هم به شک فاحشی دیده می شود. برای مثال همه از آقا محمد خان قاجار بد می گویند و دقت نمی کنند که هر واقعه ای را در ظرف زمان خود باید سنجید. یعنی در تجزیه و تحلیل وقایع آن دوران باید کل شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و… را به همراه یه کانتکست زمانی بررسی کرد. در مثال فوق، آقا محمد خان وقتی به قدرت می رسد، ایرانی که به چهار تکه تقسیم شده بوده و هر تکه در دست افشار، اقشار، زندیه و … قرار داشته است را که به مدت ده سال بدون شاه بوده است را در پانزده سال پادشاهی خود یکپارچه می کند. و حتی یک ماه هم از پشت اسب پایین نمی آ ید.

یا در جای دیگر ما مرتب از قرار داد ترکمنچای صحبت می کنیم. در حالیکه فراموش می کنیم، عباس میرزا آن موقع با سلاح سرد در مقابل روسیه با سلاح گرم قریب به سیزده سال با رشادت مقاومت می کند. در نهایت وقتی با خیانت انگلیسها از داخل و کمبود نیروی جنگی، گرسنگی و اتمام توان سپاه مواجه می شود، برای اینکه تزار روسیه کل ایران را فتح نکند و سر از آبهای خلیج فارس در نیاورد، پای میز مذاکره می نشیند و با مهارت تمام، تنها همان ایالتهای همیشه خائن شمالی را به روس ها واگذار می کند. ایالتهایی که اگر در تاریخ بخوانید، همواره به ایران خیانت کرده و خود را به روسیه چسبانده اند. اما در عوض ایران را از تجزیه کلی نجات می دهد. ما با امکانات امروز توان تحمل جنگ هشت ساله را در مقابل یک کشور هم طراز خود نداشتیم، پس چطور به راحتی جنگ ایران را با غول روسیه آن روزگار،قضاوت می کنیم و چشم بر رشادتهای مردممان می بندیم؟؟

اینجاست که می بینم باید همواره تجزیه و تحلیل با بررسی کل شرایط و کانتکست زمانی هر مساله ای صورت بگیرد.

لیالی

پ.ن.

۱) من همواره پیروو نگاه منصفانه بودم. فردا نیاید بگید فامیل این سلسله بودی که نیستم.

۲) ویکی به طور خلاصه از دلایل جنگ‌های ایران و روسیه در دوره قاجار گفته است.

۳) الان معاهده هایی از این بدتر می بندند مثل جریان خزر و ما ساکتیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s