پارادوکس عشقی

استاندارد

دیدین بعضی ها موقع مثلا عاشقی، خودشون رو با مجنون یا فرهاد مقایسه می کنن، با این تفاوت که مجنون دیوانه شد یا فرهاد یه کوه را به خاطر شیرین کند و در نهایت هر دو جو نشون رو در این راه دادند. و طرف مثلا دو تا آه کشیده یا تو دلش دو تا داد زده، بعد شاکی می شه که چرا معشوق بی توجهی می کنه یا چرا صداش شنیده نمی شه و …(هه!)

توروخدا، آقایون و خانومهایِ عاشقِ این قماشی خودتون رو خسته نکنین.

این رنجِ عشق رو به خواری نکشین لطفا!

دو تا دیازپام بندازین بالا، فارغ می شین حتما!

 

لیالی

 

Advertisements

یک پاسخ »

  1. سلام عزیزم
    دیازپام رو خوب اومدی. اون عشقا دیگه دوره اش تموم شده الان عشقا ساسی مانکنیه همه دنبال پولن.
    موفق باشید.

    • آره واله! تازه اگه ادعای هنری بودنم داشته باشن، یه آهنگ فیلم هنری گوش می دن، بعد یه آه می کشن (چون هنرین آه را حتما نیمه های شب می کشن که بگن ما بیداریم، این مردم اداره بروی بی هنره خنگ خوابن 🙂 ) بعد می گن آخیش عشقمون تموم شد. حالا، بعدی!!! ( با لحن مدیری تو باغ مظفر)

      شما هم موفق باشی عزیزم
      پ.ن. الکی که به عاشق واقعی رند بلاکش نمی گن!

  2. salam … khobi?

    har eshghi be joz 1 asheghe haghighi … 1mashoghe haghighi ham mikhad

    shoma felan mashoghe ash ro peyda kon… ta beresim be asheghesh 😉 rasti Iran nabodi ya az Iran rafti ?ya barmigardi?

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s