چشم و چال کبود

استاندارد

چندیست دعوایی بین آقایون همایون و مدیری راه افتاده که به بهانه این مطلب من یاد خاطره ای افتادم. چندی بعد از پخش مرد هزار چهره بود که من طبق معمول سری زدم به موسسه ای خیریه در جنوب شهر که گاهی در آن تدریس می کنم؛ با یکی از شاگردان دختر کلاس سال قبلم مواجه شدم که چشم و چالش کبود بود و معلوم بود کتک سیری نوش جان کرده. اتفاقا دخترک بهترین شاگرد کلاسم بود. پرسیدم چه شده که تعریف کرد پدرش بعد از دیدن اون قسمت از سریال مرد هزار چهره که نشون می داد شاعرها، اهل دود و دم هستند و … دفتر شعرش را پاره کرده و گفته اگر دیگه از این «… بازیها» بکند از تحصیل محروم می شه!

من فقط یه حرف دارم، اونم اینه که طنز نویسان عزیز، آقای مدیری که کارتون را دوست دارم، تو رو به هر کی دوست دارین، به فکر مخاطب عامتون هم باشید. باور کنید در مملکتی که مردم دردشون گرسنگیه، سطح دانش خیلیها محدود می شه به همین سریالهای شبانه! و باور همین حرفها! خواهش میکنم دست از کلی گویی بر دارید، یهو همه شاعرها را بنگییو، همه دکترها را فلانو و … نکنید. یه سریال که شاعر خاصی با بیان شرایط زندگیش به طنز دیده بشه بهتر از یه سریاله که سر تا پای یه جامعه را می خواد در هر قسمت به طنز بکشه!

می دونم دیکته نانوشته بی غلطه! شما زحمت کشیدی نوشتی، ما هم کیفش را کردیم؛ اما خیلیها هم مثل دخترک کلاس من کتکشو خوردن! به فکر مخاطب عام هم باشید!

لیالی

تونسی ها آزادیتون مبارک! امیدوارم هیچ وقت پشیمون نشین! و گذار آرامی به دموکراسی داشته باشید!

Advertisements

یک پاسخ »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s