سرودِ اتحادیِ به قامتِ آزادی

استاندارد

بی تابم

بی تابِ خونی که خواهد ریخت

لالایی که خوانده نخواهد شد

و چشمانی که از انتظار به خواب خواهد رفت

 

بی تاب تصحیح حافظه تاریخ

با سفره خالی از نفس

و فریاد خفته در سینه

 

بی تاب فرزندانِ بی وطن

بی هویت

بی کس

 

بی تابِ نگاهِ تو در واپسین امکان

نوازشِ قلبم میان دستانی سرد

و دیدنِ لرزی پشتِ اسارت وجدان

 

بی تابِ هیجانِ زندگی، در بود نبودت

شورِ کودکانه شنیدن آریه هات

و پروازِ تو اِ اثیریِ برخواسته از اجبار

 

بی تابِ وحشی گریِ مزدوران

و بیداریِ سبزِ فراموشکاران

در آغوشِ ندایِ پرپرشدگان

 

بی تابِ جنونِ شکافتنِ مغزم

و پاره کردنِ حنجره ام

برای سرودِ اتحادیِ به قامتِ آزادی

 

بی

تا

بم

 

لیالی

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s