بایگانی ماهانه: آوریل 2011

غزل عشق

استاندارد

گفتی:

همیش

دست من گیر و بر قلب پراز عشق گذار

و مرا سرمست کن

و مرا باخود بر

تو به خلوتکده چشمانت

تا به سرمستی چشمان قشنگ و مستت

باده ای نوش کنم

و بسرایم غزل چشمانت

گفتم:

دست پر عشق تو را که

دراز است به سوی من همیش

می گذارم کنج پنجره چشمانم

تا نگاهم هر روز

به دنیای صفای دل تو باز شود

و نوازشهایت بر سر

بیماران

محتاجان

به دل من رنگ پاشد

باده ها نوش کنی

تو به خلوتگه عرفان دلم

و ندانی که سراییدم

غزل عشق

پنهان

ز سر پر هوس

شیطان

لیالی

Advertisements

آرام جانم!

استاندارد

چشمهایت نوای قلب مرا زمزمه می کند

در سکوتم در آرزوی حنجره قاب مژگانت میسوزم

و خدا می داند که یارم بر ستایش وفایم

سجده ها مدیون می باشد

زیرا که گذشتن از تو

جانم

جانم

به لب رسانیده

***

آرام جانم!

دریغا که در خوابی و

بوسه بر اشکهایت را نمیبینی

دریغا که خوابی و در آغوش

گرفتنت را نمیبینی

چه زیبا تشنگی قلبم را با

با شیوایی کلامت سیراب کرده ای

چه عجیب رهایی روحم را

با تعادل فکرت به نقش کشیده ای

چه خورشید وار بر دنیای من

رنگ پاشیده ای

و چه ناتوانم در هماغوشی

با بلندای سرخ وش مهرت

و چه تلخ می گریم بر خنجر

فرو رفته در قلبت

آنگاه که می فهمم

قاتلی سوگوار

بر مقتول خویشم

لیالی

بهار ۱۳۹۰

حسرت

استاندارد

حکایت غریبیه داستان زندگی من!

کی این دل آروم می گیره؟ نمی دونم!

کاش زودتر تموم شه. راحت شم!

کاش تا یه ذره آدمیت مونده برم!

کاش …

 

پیشنهاد شبانه:

آهنگ لیدی اثر کنی راجرز