مگس

استاندارد

به گوشه اتاق خیره شده بود. مگس سیاهی وز وز کنان چرخید و چرخید. امد نشست روی پیشانی اش. بالهایش را تکان داد. چند قدمی دور خود چرخید. قدم زنان رسید به ابروهایش. یک بال زد نشست نوک دماغش. و بعد روی گونه راستش. با پرزهای پای راستش نوک دماغش را خاراند. چند قدمی به جلو برداشت. سردی پوست خوشایند بود. سعی کرد بین موژه هایش خود را جا دهد. جا که نشد پر کشید از روی موژه ها پرید و نشست روی مایع عنبیه. پاهایش موقع حرکت می چسپید به مایع چشمی. چند دهم ثانیه بیشتر نایستاد. بالهایش را تکانی دادو پرید. او هنوز به گوشه اتاق خیره شده بود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s