بایگانی ماهانه: دسامبر 2011

روزهایی نزدیکتر از خود

استاندارد

انعکاس صداش من رو لرزوند.

قول دادی! بی قضاوت!

باشه! قبول! می گم اما میدونم قضاوت می کنی!

مثل علیا المهدی!

یکی گفت فاحشه است،

 یکی گفت قهرمانه،

یکی گفت مبارزه،

یکی گفت بد هیکله

یک عده ازش پیروی کردن،

لخت شدن از خودشون عکس گرفتند

و گذاشتن رو نت

همه و همه قضاوت کردیم.

و وقتی کتک خورد تنها بود

من بیشتر از بیش سایه شدم، قایم شدم،

و فهمیدم که جرات نگاه کردن به بدن لختم را ندارم

و به خاطر آوردم که به دنیا آمدنم در جهت کمک به تثبیت یک ارتباط بوده

و چندی بعد از تولد سبب شاد ساختن دیگران شدم،

و …

و دیدم که هنوز وسیله ام و اسیر

اسیر شادی تو، او، او تر

ناراحت نباش، من می خندم، حتی وقتی بسیار غمگینم

چون تو خنده من را دوست داری،

و من اسیر دیدن شادی تو حتی به حکم چشم پوشیدن از آزادی خودم

کدام آزادی؟

من از بدو تولد وظایفم معلوم است

آزادی برده، منوط به دیدن لبخند اربابش است

بخند، و من از جسمم در آینه چشم می پوشم

و در محافل از علیا المهدی متنفر خواهم بود

او که آزادی اش را به رخ تو می کشد

و حالا فقط یک سوال دارم

آیا لرزش من از انعکاس صدای او تایید بردگی من است یا گوشه چشمی به برهنگیم؟

*

<<می دانستم>> که تو هم توان لخت دیدن خود را نداری

تو اسیر که هستی؟
______________
لیالی در روز تولد مسیح

منو میشنوی؟؟

استاندارد
انعکاس صداش پرده را لرزوند. ، دقیق نمیتونم بگم کجارو . پرده گوش، پرده دیافراگم، دور قلب پرده داره؟؟
 یه جایی  بین سر، حنجره و قلب، یه اتفاقی افتاد. اول یه چیزی از از وسطهای قفسه سینم ریخت پایین، احتمالا کف معده.
نه نه نه ! اشتباه نکن، اون صدایی که شنیدی صدای معدم بود.
آخ از دست تو! حرص آدم رو در میاری. خوب گرسنمه چه ربطی داره.
ای بابا حالا گوش میدی یا نه، اصلا به درک، نمیگم. بمون تو خماری بقیش.
لوس نکن خودتو. باشه میگم. بعد گرم شدم. نه! یه حرارتی شایدم جرقه آتیش، داغم کرد.
 دستت رو بد! یک دقیقه بزارش رو قلبم! خوب که چی، خوندن هم عین شنیدنه.
حالا من صداش رو شنیدم، مگه تو نمیشنوی؟
آره با تو ام! توای که داری منو میخونی! مغلطه نکن، می دونی چی میگم!
وقتی نوشته هامو میخونی،
 منو میشنوی؟
خسته شدم از قضاوت هات، یا ترس از قضاوت هات.
هروقت بی قضاوت گوش کردی،
بگو که برات ادامش رو بگم.
انعکاس صداش لرزوندم.
منو میشنوی؟؟
لیالی در بلندترین شب سال، یلدا
پ.ن.
رفتم